امیرعلی عزیزتر ازامیرعلی عزیزتر از، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره

امیرعلی گل پسری

سرعین و چالوس 92 ...

1392/5/30 14:58
نویسنده : مامان جونت
940 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزترین من،

امسال هم مثل این چند ساله تصمیم به مسافرت داشتیم.

ولی شما واقعا خیلی خیلی مشتاق بودی و همش از ما میپرسیدی که کی میریم دریا.

امسال تصمیم بر این شد که اول از راه زنجان بریم سرعین که واقعا یه حال و هوایی دیگه ای داشت و از

اونجا بریم چالوس که اونجا دایی تقی اینا که شما بهش میگی دایی ممد به ما ملحق بشن.

شما و بابایا در حال ببعی سواری نرسیده به اردبیل(که انگاری بابایا خوابش میاد)

شما در حال نگاه کردن به ببعی ها و دوربین

وقتی به اقامت گاهمون توی سرعین رسیدیم اونجا سه تا توله سگ دیدیم که 

شما و بابایا حسابی کیف کرده بودین و همش بهشون غذا میدادین

شما پشت پنجره در حال دیدن هاپوها و شکلک در آوردن به من

شما و بابایا در حال بازی کردن با جک(شما اسمشو گذاشته بودی)

منظره زیبای اقامتگاه

دو روز تو سرعین بودیم که صبح ها میرفتیم آب گرم و عصرها میرفتیم گردش

روز اول رفتیم کالاسکه سوار شدیم

و بعدش رفتیم اردبیل که اونجا شام بخوریم که نشد و برگشتیم سرعین.

روز دوم یه کم تو پاساژها چرخیدیم و اونجا یه شهربازی کوچولو داشت که با هم رفتیم اونجا.

صبح روز دوشنبه به سمت چالوس راه افتادیم که تا شب به چالوس برسیم

در گردنه حیران(بوس دادن به بابایا)

سه شنبه شب در چالوس کارتینگ سواری

چهارشنبه صبح در تله کابین 

پنجشنبه صبح تا شب در جنگل و دریای سیسنگان

اسب سواری

دوچرخه سواری

خاکی بازی در ساحل که شما عاشقشی

و جمعه رفتن به دریا که دریا کاملا طوفانی بود و اصلا اجازه نمیدادن که کسی توی دریا بره

وشما انقدر میترسیدی که اصلا دست منو ول نمی کردی

و در آخر که امسال خیلی خیلی بهمون خوش گذشت . به شما هم همینطور.

آخه وقتی برگشتیم خونه به آنا گفتی آنا این خونتون خوب نیست بریم اون خونتون که دریا داره.

دوست دارم جیگرم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

مهدی بابایا
26 مرداد 92 14:40
امسال به منم خیلی خوش گذشت تصمیم گرفته بودم متفاوت باشم برا همینم هم به خودم هم به دیگران خیلی خوش گذشت چندتا انتقاد 1.چرا از لان جان سیلور عکسی نذاشتی2.چرا از کباب های مخصوص بابایا عکسی نذاشتی




مرسی بابایا که برامون پیغام گذاشتی.از جک گذاشتم ولی چون وقت نبود یکی گذاشتم.از کباب های مخصوصتون که هر چی بگم کمه از خوشمزگی. فقط عکس نداشتیم.


ارلا
26 مرداد 92 20:26
سلام دوست داری یه نامه به خدا بنویسی پس بیا یه وبم یه نامه کوچولو بنویس اینو بگم جایزه هم داره من منتظرم در قسمت نظر دهی میتونی نامتونو بنویسی پس میایی
زن عمو
27 مرداد 92 12:21
همیشه خوش باشی عززززززززیزم


مرسی زن عمو جوون.
الی مامی آراد
11 شهریور 92 11:10
ماشالله خدا حفظش کنه چقدر نازه وب قشنگی دارین تبریک میگم بهتون


مرسی عزیزم.شما لطف دارین.
مامان آروین
30 شهریور 92 7:23
چه جاهای قشنگی ... همیشه شاد و سلامت باشید عزییییییییییییییییییییییییزم از دیدن تک تک عکسهات کلی لذت بردم
نرگس مامان باران
9 مهر 92 10:37
عزیزم خدا رو شکر که بهتون خوش گذشته ایشالا همیشه به گردش و شادی